أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
423
قانون ( فارسى )
خلطها در آرامش باشند براى حال آنها مناسبتر است . قى كردن در پائيز را مطلوب ندانستهاند زيرا اين عمل ، تب بدنبال دارد . شراب را بايد با آب زياد مخلوط كرد و آن را هم نبايد باسراف خورد . بدان كه باران پائيزى آدمى را در برابر زيانهاى اين فصل بيمه مىكند . 4 - زمستان : در زمستان بدن بايد فعاليت زياد داشته باشد و غذاى زياد به آن برسد . اگر زمستان جنوبى باشد بايد ورزش زياد و غذا كمتر باشد ، گندمى كه خوراك زمستان است نسبت به گندم غذاى تابستان پرمغزتر و داراى مواد چسبندهء بيشتر باشد . همچنين گوشتها و برشتنىها و امثال آنها بايد پرمغز و واجد مواد چسبنده باشند . سبزيهائى مانند سلمه و خرفه و بقله يمانى و كاسنى براى زمستان لازم نيست . سبزيهائى مانند كلم و گل كلم و سلق و كرفس لازم است . در زمستان بيمارىها كمتر به سراغ تندرستان مىروند و اگر چنين حالتى روى آورد بهتر است در صورت لزوم به چارهجوئى و تخليه پرداخت ، زيرا تا انگيزهء قوى در كار نباشد ، در زمستان عارضهء بيمارى بر تندرستان رو نمىآورد ، بويژه اگر عامل بيمارى با گرمى مزاج ارتباط داشته باشد ، زيرا گرماى غريزى كه كار بدن با آن است در زمستانها بسيار نيرومند است و تحليل و گرد آمدن مواد را مانع مىشود . در زمستان ساير نيروهاى طبيعى كارهاى خود را درست انجام مىدهند . به عقيدهء بقراط اسهال در زمستان خوبست و رگ زدن بد . وى با قى كردن در اين فصل موافق نيست و مىپندارد كه قى در تابستان سودمند است زيرا خلطها در آن فصل بالا مىآيند و در زمستان به سوى پائين مىگرايند . بهتر است كه به بقراط گوش فراداريم . اگر هوا تباه و آلوده به بيمارى باشد بايد به خشكاندن تن بكوشيم و مسكن و منزل را با سردىبخش و تركننده باعتدال درآوريم كه اين بهترين چارهء بيمارىهاى منتشر شده است . يا اينكه نشيمن خود را گرم سازيم و مواد ضد تباهى هوا را به كار اندازيم . مواد معطر ، بويژه اگر در آنها ضد سوء مزاج رعايت شود بهترين مانع زيان هواى تباه شده است « 211 » . در مواقعى كه بيماريهاى واگير شيوع مىيابد نبايد هوا را زياد استنشاق كنيم ، مىتوانيم
--> ( 211 ) - نسخه انگليسى : « مواد معطر بويژه آنهائى كه با كيفيت خاص بيماريهاى واگير مقابله مىكنند مفيد مىباشند » . امروز هم اين امر تاييد شده است كه اسانسهاى موجود در مواد معطر داراى خاصيت آنتى بيوتيك مىباشد و ابن سينا در آن زمان به اين واقعيت پى برده است .